1396 / 07 / 02 1:15:40 AM
    ورود

امام سجاد (علیه السلام) : هر کس در هیچ کارى به مردم امید نبندد و همه کارهاى خود را به خداى عزوجل واگذارد، خداوند هر خواسته ‏اى که او داشته باشد اجابت کند.

 

طرح تحول نظام سلامت

 
 

پایگاه اطلاع رسانی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کاشان

تفسیر سوره یاسین

تفسیر حجت الاسلام شاه فضل

نشریه خط حزب الله

سامانه فیش حقوقی کارکنان

خبرگزاری بین المللی قرآن

خبرگزاری شبستان


لینک مطالب کاربردی

دسترسی به روزنامه های کشور

معرفی کتاب

 

سایت مقام معظم رهبری
سایت ریاست جمهوری
وزارت بهداشت درمان و اموزش پزشکی
پرتال اصفهان

 

در قرآن کریم وقتی ماجرای حضرت یوسف مطرح می شود و بیان می شود که عزیز مصر از یوسفی که در زندان است می خواهد تا به کمک او بیاید و او را از این بن بست ( جریان تعبیر خوابی که هفت گاو لاغر هفت گاو چاق را می خوردند و ... ) نجات دهد حضرت یوسف گفت من حرفی ندارم تا به دیدن پادشاه بیایم و به او کمک کنم اما قبل از آن باید مشخص شود که در ماجرای زندانی شدن من چه کسی مقصر است . آیا من کوتاهی کردم و به زندان افتادم یا اینکه نزدیکان پادشاه که الان هم دارند من را دعوت به کمک می کنند مقصر بوده اند . ( قال ارجع الی ربک فاسئله ما بال النسوه الاتی قطعن ایدیهن : یوسف به عزیز مصر گفت برو سراغ نزدیکانت و از آنها بپرس ماجرای بریدن دستها چه بوده است ) عزیز مصر که چاره ای جز این نداشت به سراغ همسر خود رفت و از او خواست ماجرا را بازگو کند . همسر عزیز مصر هم که چاره ای نداشت و شاید هم سر عقل آمده بود اظهار داشت که یوسف هیچ گناهی نکرده است و ما خطاکار بوده ایم ( قالت امراه العزیز الان حصحص الحق انا راودته عن نفسه و انه لمن الصادقین : الان حق آشکار شد من بودم که از او مراوده کردم و او از راستگویان است ) .

 

بعد از این ماجرا بود که حضرت یوسف این دعوت به همکاری را پذیرفت و  به کمک عزیز مصر آمده و مملکت را از قحطی نجات داد .

امیدواریم در این شرایط هم هر کس اشتباهی کرده و این آشتی ملی را به هم زده خودش اعتراف کند تا زمینه برای این اتفاق مهم فراهم آید و نباید انتظار داشت قبل از آشکار شدن حقیقت و قبل از عذر خواهی این همکاری پذیرفته شود .

از طرف دیگر هم به خاطیان توصیه می کنیم که حداقل به  اندازه همسر عزیز مصر مردانگی !!!! داشته باشند و عذر خواهی کنند .

والسلام علی من اتبع الهدی