1396 / 07 / 02 1:15:53 AM
    ورود

امام سجاد (علیه السلام) : هر کس در هیچ کارى به مردم امید نبندد و همه کارهاى خود را به خداى عزوجل واگذارد، خداوند هر خواسته ‏اى که او داشته باشد اجابت کند.

 

طرح تحول نظام سلامت

 
 

پایگاه اطلاع رسانی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کاشان

تفسیر سوره یاسین

تفسیر حجت الاسلام شاه فضل

نشریه خط حزب الله

سامانه فیش حقوقی کارکنان

خبرگزاری بین المللی قرآن

خبرگزاری شبستان


لینک مطالب کاربردی

دسترسی به روزنامه های کشور

معرفی کتاب

 

سایت مقام معظم رهبری
سایت ریاست جمهوری
وزارت بهداشت درمان و اموزش پزشکی
پرتال اصفهان

 

باسمه تعالی

سبک زندگی اسلامی

انواع ارتباط های انسان

ارتباط با خدا

ارتباط با خود

ارتباط با دیگر انسانها

ارتباط با طبیعت

دو اصل اساسی برای حرکتهای انسانی

                        دستور گرفتن از خدا ( انا لله )

هدفمند بودن به سمت خدا ( انا الیه راجعون )

اصول حاکم بر ارتباط انسان با خدا :

o       شناخت صحیح خدا ، شناخت نباید اشتباه باشد اما کامل نبودن آن مشکلی ایجاد نمی کند

o       دستورات خداوند را باید قبول داشته باشیم هر چند به برخی ازآنها عمل نمی کنیم

o       در مسیر عبادت خداوند باید خداوند را آنگونه عبادت کنیم که خودش دستور داده نه آنگونه که خودمان می پسندیم . به عبارت دیگر بدعت در دین و عبادت جایز نیست

o       خداوند عالم و قادر مطلق است و کلیه امور زندگی انسان به دست خداست و هیچ چیز از قدرت الهی خارج نیست ( لا یمکن الفرار من حکومتک )

o       زندگی انسان به این دنیا ختم نمی شود و بخش زیادی از پاداش ها و عقابهای ما عالم دیگر اجرا خواهد شد

o       خداوند بر زندگی ما احاطه دارد ، صدای ما را می شنود ، رفتار ما را می بیند و ما در هیچ حالی از خداوند پنهان نیستیم ( و ما تکون فی شان و ما تتلو من قرآن و لا تعملون من عمل الا کنا علیکم شهودا اذ تفیضون فیه )

o       خداوند بر اساس حکمت با انسانها بر خورد می کند ، دعا ها بر  اساس حکمت مستجاب می شود ، امتحانهای الهی بر اساس حکمت است و ...

o       انسان مختار آفریده شده اما باید اختیار خودش را در مسیر عبادت و خواست خداوند قرار دهد

o       انسان باید در عین حال که از زندگی دنیا لذت می برد و از آن استفاده می کند آنها را در مسیر عبودیت استفاده کند نه در مسیر دنیایی صرف . ( و ابتغ فیما آتاک الله الدار الاخره و لا تنس نصیبک من الدنیا )

o       انسان می تواند بدون واسطه با خداوند ارتباط بر قرار کند و مطلب خودش را به خدا بگوید . ارتباط انسان با  خدا یا از طریق دعا و نماز و تلاوت قرآن است یا از طریق عمل به دستورات الهی یا از طریق دل .

o       خداوند مطالبی را که می خواهد به انسانها بگوید از طریق قرآن و اهل بیت به انسان رسانده است  و انسان اگر می خواهد بندگی کند موظف است کتاب راهنمای خود را مطالعه کند و از طریق اهل الذکر وظیفه خود را پیدا کند . ( فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون )

o       خداوند به انسانها ظرفیتها و توانمندیهای متفاوت داده است  و  از آنها به اندازه طاقتشان تکلیف می کند و از آنها سوال می کند  . ( هو الذی جعلکم خلائف الارض و رفع بعضکم فوق بعض درجات لیبلوکم فیما آتاکم ) ( لا یکلف الله نفسا الا وسعها )

o       خداوند جهان را بر اساس سنتها و قواعدی که بر اساس حکمتش طراحی کرده اداره می کند و تمامی سنتها در جهت تکامل یافتن انسان می باشد . سنتها دائمی هستند و تغییر و تبدیلی در آنها وجود ندارد . سنت الله الذی قد خلت فی عباده - و لن تجد لسنت الله تبدیلا و لن تجد لسنت الله تحویلا  برخی از سنتها و قواعد الهی عبارتند از :

•        املاء ، استدراج ، امتحان ، امداد و ....

o        

           

 

اصول حاکم بر ارتباط انسان با خود :

o       اولین وظیفه انسان نسبت به خود این است که خود را بشناسد هماهنگونه که هست . استعداد ها و توانمندیهای ، نقاط ضعف و قوت و نیز  اهداف خود را بشناسد . ( در بعد جسم و روح )

o       انسان دارای دو بعد جسم و روح است . هر فردی باید ضمن توجه به جسم خود به روح خود نیز توجه کند وبه این نکته توجه داشته باشد که توجه به جسم در راستای توجه به روح است و اگر توجه به جسم باعث آسیب به روح شد باید روح را ترجیح دهد .

o       هدف زندگی انسان کمال است و هر فرد باید برای رسیدن به کمال خود برنامه ریزی کند . تنها راه رسیدن به کمال انسانی بندگی خداوند می باشد . ( و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون )

o       تفکر با خود و در خود . یکی از وظایف مهم انسان این است که همواره در مورد خود و رفتارهای و باورهای و خصوصیاتش فکر کند و از خود سوال کند آیا من در مسیری که برایم مشخص شده گام بر می دارم یا خیر. ( اولم یتفکروا فی انفسهم )

o       انسان در هر قدمی که بر می دارد باید منافع خود را در آن ببیند . منظور از منفعت ، منفعت مادی نیست بلکه منظور نفع معنوی و الهی است . اگر انسان کاری کند که به دیگران خدمت کند اما خودش از لحاظ معنوی آسیب ببیند صحیح نیست . ( دقت کنید )

o       توجه بیش از حد به منافع دنیایی خود باعث می شود که منافع اخروی زیادی از دست انسان برود

o        

 

اصول حاکم بر ارتباط انسان با دیگر انسانها :

o       ما چه بخواهیم چه نخواهیم محتاج دیگران هستیم همانگونه که دیگران نیز محتاج ما هستند

o       هم ما روی دیگران تاثیر می گذاریم هم دیگران روی ما

o       تلاش کنیم روی دیگران تاثیر خوب بگذاریم نه تاثیر بد و سعی کنیم از دیگران تاثیر خوب بگیریم نه بد .

o       انسانها به صرف انسان بودنشان قابل احترام هستند . خواه پاک باشند خواه ناپاک

o       نباید انتظار داشته باشیم دیگران معصوم باشند تا ما با آنها رابطه داشته باشیم یا به آنها خدمت کنیم

o       هر خدمتی به دیگران قبل از آنکه خدمت به آنها باشد خدمت به خود است

o       در سایه رفتار صحیح اجتماعی به خدا می رسیم و با دوری از مردم از خدا هم دور خواهیم شد

o       نباید منتظر لطف دیگران باشیم سعی کنیم اول ما پیشقدم بشویم .

o       هر کسی دوست دارد مورد محبت دیگران قرار بگیرد پس به دیگران محبت کنیم

o       انسانها دوست دارند زیباییهای خود را بدانند ، سعی کنیم زیباییهای آنها را خصوصا در بعد مسائل اخلاقی به آنها بگوییم

o       برای دیگران کار کنیم اما هدفمان خدا باشد

o       از دیگران انتظار تشکر نداشته باشیم اما خودمان از آنها تشکر کنیم

o       دیگران ممکن است ابتدائا ما را خوب ندانند مگر اینکه ما خوبی خود را به آنها اثبات کنیم

o       سعی کنیم به دیگران بیش از آنچه که آنها به ما لطف کرده اند محبت کنیم ( و اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منها او ردوها )

o       اگر دیگران رشد کنند ما هم از رشد آنها سود خواهیم برد اما اگر ضعیف باشند ما هم باید از ضعف آنها آسیب ببینیم

o       ملاک بهرمندی ما از دیگران نباید با نگاه مادی تعریف شود بلکه ملاکهای معنوی هم باید لحاظ شود

o       مردم را تقسیم بندی کنیم و به هر یک متناسب با جایگاه خودشان نگاه کنیم ( خانواده ، فامیل ، همکار ، همسایه ، دوست و .... )

o       بنای ارتباط با دیگران باید بر اساس احسان باشد هر چند نگاه عادلانه نیز خوب است .

o       انسانها با هم تفاوت دارند لذا باید انتظارات ما هم از آنها متناسب با ظرفیت آنها باشد.

o       انسانها شخصیتهای متفاوت دارند باید به شخصیت هر کس متناسب با خودش برخورد کرد.

o        

 

اصول حاکم بر ارتباط انسان با طبیعت :

o       خداوند طبیعت را برای انسان آفریده است ( سخر لکم ما فی السماوات و ما فی الارض جمیعا منه )

o       طبیت در خدمت انسان است لذا محافظت از طبیعت محافظت از انسان است

o       در طبیعت برای استفاده تمام انسانها امکانات وجود دارد

o       در طبیعت تمامی احتیاجات انسان برای زندگی فراهم گردیده است

o       در طبیعت درس و عبرتهای فراوانی برای انسان وجود دارد

o       سیر در طبیعت موجب استفاده ی بیشتر از آن می شود

o       علم و دانش و تحقیق از مقدمات لازم و لا ینفک برای استفاده از طبیعت است