1398 / 08 / 24 7:06:08 AM
    ورود

با سلام به سایت دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی کاشان خوش آمدید**********اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلا  **********

 

 
 

لینک مطالب کاربردی

دسترسی به روزنامه های کشور

معرفی کتاب

 
 

 

واکاوی چرایی جنگ نرم



صحبت از چرایی تهاجم فرهنگی و جنگ نرم علیه نظام اسلامی مقوله ا ی چندان پیچیده و غامض نیست و با مراجعه به منابع تاریخی و فلسفه تاریخ و به طور خاص بر اساس تفکر ایدئولوژیک می توان نزاع دائمی جبهه اهل حق با مستکبرین و ظالمین را مشاهده نمود؛ در طول تاریخ، تمام ادیان و آیین ها و همه مکاتب و فلسفه های اجتماعی متکی بر نوعی جهانبینی بود ه اند. جهانبینی به معنای طرز تفکری که یک مکتب درباره هستی ارائه می کند، زیرساخت و مبنای فکری مباحث روبنایی آن مکتب قرار می گیرد. چرا که هدف یا اهدافی که تبیین می شود، مسیری که برای رسیدن به آن اهداف ترسیم میشود و تمام باید و نبایدهای طی طریق، همه از لوازم و نتایج جهانبینی یک مکتب یا فلسفه اجتماعی است.

بر مبنای جهانبینی اسلامی، دلیل رویارویی و ستیز تاریخی جنود حق و باطل از طریق فهم عمیق ویژگیهای «انسان» به عنوان موجودی تاریخ ساز امکان پذیر می گردد؛ در توضیح این مطلب باید گفت اگرچه انسان از منظر جهانبینی توحیدی بر فطرت الهی سرشته شده لکن در ناحیه خصلت ها و خوی ها یک موجود بالقوه است؛ یعنی در آغاز تولد مانند لوحی سفید فاقد خوی و خصلت است و در کنار زمینه ها و عوامل تاثیرگذار، اراده وی در شکل گیری شخصیت و سرنوشت او تاثیری شگرف دارد.

از منظر جهانبینی توحیدی، انسان در هر موقعیتی در برابر دو گزینه قرار دارد و از آنجا که او موجودی مختار است، می تواند راه خیر یا شر را برگزیند؛ همچنانکه از قول امام معصوم وارد شده که:
«الحق طریق الجنه و الباطل طریق النار و علی کل طریق داع
حق، راه بهشت است و باطل، راه آتش و بر سر هر راهی دعوتگری ]به سوی آن دو[ است.»

حضرت امام (ره) نیز در توضیح این نزاع دائمی می فرمایند: «بدان که انسان اعجوبه ای است دارای دو نشئه و دو عالم: نشئه ظاهره ملکیه دنیویه که بدن اوست، و نشئه باطنه غیبیه ملکوتیه که از عالم دیگر است. و نفس او، که از عالم غیب و ملکوت است، دارای مقامات و درجاتی است... و از برای هر یک از مقامات و درجات آن جنودی است رحمانی و عقلانی، که آن را جذب به ملکوت اعلی و دعوت به سعادت می کنند و جنودی است شیطانی و جهلانی که آن را جذب به ملکوت سفلی و دعوت به شقاوت می کنند. و همیشه بین این دو لشکر جدال و نزاع است، و انسان میدان جنگ این دو طایفه است: اگر جنود رحمانی غالب شد، انسان از اهل سعادت و رحمت است و در سلک ملائکه منخرط و در زمره انبیا و اولیا و صالحین محشور است؛ و اگر جنود شیطانی و لشکر جهل غالب آمد، انسان از اهل شقاوت و غضب است، و در زمره شیاطین و کفار محشور است.»

در مرتبه بعد ، این درگیری درونی، خود منشأ صف بندی بیرونی در جامعه نیز می گردد. به عبارت دیگر انسان که خود، «عالم صغیر» است، جلوه گاه درگیری و نزاع جبهه حق و جبهه باطل است و هر طرف که در جبهه درونی پیروز شود، انسان در جبهه بیرونی نیز از جنود آن محسوب میگردد.

دشمن از بابت اسلام احساس خطر کرده است
در واقع از آنجا که انسان از یک سو دارای گرایش فطری به سمت کمالجویی است و از سوی دیگر در درون خود از دو ساحت دانی و عالی برخوردار است در نتیجه اغوای انسان از طریق تزیین جلوه های دنیوی سبب می شود کمالجویی انسان در مسیر لذت طلبی و تمامیت خواهی قرار گیرد و این زمینه ای برای استعلای نفس و برتری جویی های خارجی می شود که نتیجه ای جز استخدام دیگران در خدمت خود ندارد و این همان استکبار است که با دست در دست هم دادن انسانهای مستکبر تبدیل به جبهه استکبار می شود.

در مقابل این جنبه ظلمانی، جلوه سفیدی نیز وجود دارد؛ جلوه ای که با تجلی آن انسان با گذشتن از خویشتن و خلاص شدن از خودخواهی های نفسانی، حاضر به وقف حیات خود برای آرامش و آسایش دیگران است. انسانی که از دیدن رنجها و ظلم های مستضعفین به رنج می آید و به علت داشتن درد مستضعفین و محرومین ، زندگی را به جهادی برای تحقق عدالت و رفع ظلم و استکبار تبدیل می کند. این تصویر از انسان است که معنای مبارزه با نفس به مثابه جهاد اکبر را قابل فهم می کند.

انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام(ره) وجهه عبودیت و لوح سفید وجود انسان و جنبه خارجی جهاد اکبر در کالبد جهان مدرن بود که استکبار ستیزی، عدالت خواهی و آزادی بخشی جزء ذاتی و تغییر ناپذیر آن به حساب می آید.

اسلام سالها در کشاکش انگاره های تحجرآمیز و قشری مآب به عنوان دشمن داخلی و نگرشهای التقاطی و بدعت آمیز روشنفکری غربزده از رسالت اصلی خود همچون نابودی بساط فراعنه، رهایی ملتهای دربند و اقامه قسط جهانی در پرتو عبودیت دور مانده بود. امام خمینی(ره) با نقد این تفاسیر ناقص و معیوب از اسلام از آنها تحت عنوان اسلام آمریکایی یاد کرد و تمام تلاش خود را معطوف به راه اندازی قیام الهی و احیاء اصول فراموش شده اسلام ناب محمدی(ص) کرد که در همین راستا موفق به آزادسازی ایران اسلامی از دست نظام سلطه گردید.

نتیجه احیاء اسلام ناب، ترسیم آرمانهای انقلابی و ظلم ستیزانه ای بود که با آزادسازی انرژی متراکم مسلمانان و مستضعفین جهان به حرکت سراسری ملتهای دربند منتهی شد. حرکتی که هدفگیری خود را به سمت به زانو درآوردن مستکبرین و قلدران جهانی و تغییر معادلات قدرت بین الملل به نفع مستضعفین تنظیم کرده است.
در نگرش حضرت امام(ره) ایران به عنوان اولین پایگاه آزاد شده از دست نظام سلطه، سنگر فرماندهی بسیج عمومی مستضعفین جهان به حساب می آید که وظیفه هدایت و پشتیبانی مادی و معنوی آنها در نبرد با مستکبرین را بر عهده دارد.
از این جهت رویارویی و تقابل همیشگی ما با نظام سلطه به محوریت آمریکا پدیده چنان تعجب برانگیزی به حساب نمی آید. چرا که این پدیده جزء ذاتی اسلام ناب محمدی(ص) محسوب می شود.
از طرفی دیگر ساطع شدن نور انقلاب اسلامی یا همان صدور انقلاب باعث گردید موج بیداری اسلامی در دیگر ملتهای محروم و مستضعف جهان و تلاش آنها برای احقاق حقوق پایمال شده خویش فراگیر شده و ترس بر اندام مستکبرین مستولی یابد از این بابت نظام سلطه سالهاست که برای مهار این موج بیداری اسلامی چاره اندیشی و طرح ریزی کرده است. در این میان ایران به عنوان کانون بیداری اسلامی و سرچشمه الهام بخشی دیگر کشورها در صدر برنامه ها و توطئه های نظام سلطه قرار دارد.
همچنین اهمیت انقلاب اسلامی به غیر از مکتبی و ایدئولوژیک بودن آن، از ناحیه وقوع آن در منطقه فوق استراتژیک خاورمیانه است. چرا که خاورمیانه منبع اصلی تامین انرژی فسیلی دنیا به حساب می آید و هرگونه تغییر در ساختار قدرت آن تاثیرات جبران ناپذیری بر روند تامین و توزیع انرژی مورد نیاز صنعت در هم تنیده جهانی خواهد داشت و این اتفاق به معنای برهم خوردن نظم اقتصادی دنیا به عنوان شریان حیاتی نظام سلطه است. جالب اینجاست که اتفاقا عمده منابع انرژی منطقه خاورمیانه در حاشیه نوار شیعی این منطقه متشکل از ایران، عراق و سواحل شرقی عربستان قرار دارد.
دلیل دیگری که می توان برای رویارویی و نبرد پایان ناپذیر جمهوری اسلامی ایران و نظام سلطه بر شمرد ترس نظام سلطه از تبدیل شدن مدل حکومت مردم سالاری دینی مبتنی بر ولایت فقیه به الگوی جایگزین لیبرال دموکراسی غربی است که بدون شک رقم خوردن این اتفاق مهم، پایانی بر حیات ایدئولوژیک غرب و خط بطلانی بر ادعای بی بدیل بودن الگوی زیست سکولار به حساب می آید. به زبان دیگر محقق شدن این رویداد تاریخی اثبات شعار « می شود، می توانیم» است که پیامد آن گسترش روح استقلال طلبی، خودباوری و اعتماد به نفس در بین دیگر کشور های محروم دنیاست.
اما از آنجایی که تمام طرح های ممکن برای به زانو در آوردن ایران اسلامی از جمله انحراف در انقلاب توسط برخی از انقلابیون در ابتدای امر، ترور رهبران، انجام کودتا، تحریک و تقویت گروه های جدایی طلب، جنگ تمام عیار نظامی، تحریم های کمر شکن اقتصادی و ... اجرا و به دلیل فرهنگ عبودیت، مقاومت، پایداری، قناعت و تعاون مردم ایران بی ثمر گشته و همان طور که در فصلهای پیش اشاره شد نظام سلطه در صدد برآمده تا عقبه فکری و فرهنگی این نظام مستحکم را مورد هدف قرار دهد. از این رو سالهاست که با تغییر آرایش نظامی خود از جنگ سخت به نرم، تهاجم گسترده فرهنگی خود را شروع کرده است.

در ادمه نگاهی خواهیم داشت به سخنان رهبر معظم انقلاب در این خصوص:

چرایی تهاجم فرهنگی و جنگ نرم دشمن 24/7/1368
وقتی استکبار جهانی به برکت انقلاب اسلامی ، با رشد معنوی اسلام مواجه شد و در جبهه نظامی و سیاسی نتوانستند انقلاب و جمهوری اسلامی را ـ که امروز مظهر و نمودار اسلام عملی است ـ بکوبند و شکست بدهند و خواستند به تهاجم فرهنگی دست بزنند، مزدور خودشان را وادار کردند تا به شخصیت رسول اکرم و نبی معظم اهانت بکند و شیطان صفتی ، به دستور شیاطین زر و زور عالم ، آن کتاب شیطانی را بنویسد که البته با پاسخ و عکس العمل قاطع مسلمین عالم و در مقدم آنان ، امام بزرگوار و رهبر عظیم الشأن و فقید ما مواجه شدند که به هدر بودن خون آن شیطان صفت و اعدام او حکم کردند.

 

در تهاجم فرهنگی به اسلام، ایران کانون اصلی است 7/9/1368
امروز، همان تفکر ضد اسلام ناب ، یا اگر بخواهیم دقیقتر بگوییم ، ضد مذهب ناب ـ که دایره اش از انقلاب وسیعتر است ـ به کلیت اسلام و به یک معنا به هر مذهبی که احساس می کنند در آن اصالتی وجود دارد، متوجه است . امروز، کاردینال های مسیحی امریکای لاتین ، به همان اندازه مغضوبند که علمای انقلابی مصر یا تونس مورد غضب واقع شده اند. الان تمام دنیا متوجه این است ؛ منتها همه می دانند و متوجهند که ایران ، کانون اصلی است .


اینها از اسلام به شدت احساس خطر کرده اند 7/9/1368
تهاجم عجیبی وجود دارد. چیزهایی که شما می شنوید ـ مثل حجاب در فرانسه و مبارزه با دختران محجبه در این کشور ـ اینها جرقه هایی است که نشان از آتشهای زیر خاکستر می باشد و از کار عظیمی در پشت پرده خبر می دهد. قضیه فقط این نیست که یک دولت مثلا لاییکی بگوید که ما نمی خواهیم محجبه ای باشد؛ نه ، اینها اصلاً از اسلام به شدت احساس خطر کرده اند. البته ، این موضوع تازگی هم ندارد؛ از سابق نیز این طور بوده است .


استقلال فرهنگی به ضرر دشمن است 15/2/1372
این]فساد گستری[ کار کیست؟ کار همان دشمنی که استقلال اقتصادی به ضرر اوست، استقلال سیاسی به ضرر اوست، استقلال فرهنگی به ضرر اوست. اینها عوامل دشمن اند. این، تهاجم فرهنگی است. این، مبارزه با ملت ایران است، که دشمن ها دارند انجام می دهند. مخصوص ما هم نیست. اینها با اسلام بدند و با اسلام دارند دشمنی می کنند.


آسیب پذیری انسان، دلیل پیگیری تهاجم فرهنگی از سوی دشمن 15/10/1373
...دشمن و نهادهای دشمن، بر اثر تجربه فهمیده اند که انسان، آسیب پذیر است... اگر می بینید که مسئله تهاجم فرهنگی یا شبیخون فرهنگی یا قتل عام فرهنگی در این کشور به شدت از طرف دشمن دنبال می شود، اگر می بینید که تبلیغات دشمن در همه جای دنیا روی جمهوری اسلامی بیش از جاهای دیگر متمرکز است، و اگر می بینید که دایم تلاش می کنند ذهن ملت - بخصوص جوانها و مؤمنین - را در داخل جمهوری اسلامی تصرف کنند، به همین سبب است... می گویند که «هر انسانی، قابل فاسد شدن است. هر کس باشد، می توان فاسدش کرد.« البته راست می گویند.


تهاجم فرهنگی غرب، ناشی از سلطه طلبی آنها 3/1/1374
در همه فرهنگها و تمدنها هم، یک چیزها باید و یک چیزها نباید است. هر ملتی، بر حسب نیاز خود، چیزی را انتخاب می کند. کسی حق ندارد به یک ملّت دیگر بگوید: آقا! شما چرا با فلان چیز موافقید یا با فلان چیز مخالفید؟ بحث علمی جداست، بحث اعتقادی جداست. اما آنجا که ملّتی با یک ملّت دیگر حرف می زند، این غلط است که بگویند: آقا! شما چرا - فرضاً - در حالت غذاخوردن، مثل ما عمل نمی کنید؟ خوب؛ هر ملّتی، عادت و فرهنگی خاص و باید و نبایدی دارد؛ که معمولاً برطبق نیازها شکل می گیرد. امروز در دنیا، متأسّفانه، این عادت زشت وجود دارد که سردمدارها و قدرتمندان نظامی و مالی دنیا (یعنی همین قدرتهای استکباری عالم)، همه ملتهای دنیا را مورد اهانت قرار می دهند، که «شما چرا مثل ما زندگی و رفتار نمی کنید؟!« مسئله تهاجم فرهنگی که بنده بارها بر آن تکیه کرده ام، یک بخش عمده اش مربوط به همین قضیه است.
فرهنگ غربیها، درست یا نادرست، مال خودشان است. قانع نیستند به اینکه ملّتهای دیگر به آنها بگویند «خیلی خوب! فرهنگ شما مال خودتان باشد. ما به شما اعتراضی نمی کنیم که این گونه زندگی می کنید، لباس می پوشید، رفتار می کنید، و این جور خلقیّاتی دارید.» می گویند: «ملّتهای دیگر باید مثل ما رفتار کنند و لباس بپوشند.» اگر فردی در مجامع جهانی و رسمی شرکت کند، فرضاً فلان چیز را به گردنش نبسته باشد، از نظر غربیها و سردمداران آنها و فرهنگ غربی، کار او، مطرود است. «آقا؛ چرا شما این را نمی بندید؟» خوب؛ یک ملّت دیگر، متقابلاً، از آنها سؤال می کند: «شما چرا می بندید؟» همان طور که شما آن طور پسندیدید، آن گونه خواستید، آن گونه لباس می پوشید، آن جور مد دارید، هر ملتی هم، برای خودش - فارغ از درستی و نادرستی - یک فرهنگ، آداب، عادات، عقاید و رسومی دارد. اگر بخواهیم حساب درست و نادرست را پیش بکشیم، بدیهی است که فرهنگ اسلامی و فرهنگی که از وحی الهی سرچشمه می گیرد (یعنی فرهنگ ملّتهای اسلامی)، درست و متقن است. به هرحال، با قطع نظر از اینکه کدام درست و کدام نادرست است، هر ملّتی باید روی پای خود بایستد، و فرهنگ، عقاید، آداب و عاداتش را، خودش انتخاب کند. هیچ قدرتی حق ندارد به ملتها بگوید که آقا؛ شما چرا این جوری رفتار می کنید، آن جوری رفتار نمی کنید؟ این، غلط است.

چرا جنگ نرم ؟!

مهار تاثیر ایران بر جهان اسلام 28/12/1377
حقیقت آن است که امپراتوری بین المللی زر و زور، به سردمداری امریکا، با همه توان خود در برابر تأثیر جمهوری اسلامی بر جهان اسلام، به جدّ و جهد مشغول است. رژیم امریکا و شبکه بین الملل صهیونیزم با مأیوس شدن از مقابله نظامی و اقتصادی با ایران اسلامی، اینک بر تلاش تبلیغی و سیاسی خود افزوده اند.

شکستن سلطه غرب توسط انقلاب برای مراکز قدرت خسارت کمی نیست 9/12/1379
این انقلاب و این نظام و این حرکت عظیم مردمی آمده و این سلطه و اتوریته تحکم آمیز غربی را در این کشور شکسته است. امروز در کشور ما ارزش های غربی به صورت قانونی و رایج وجود ندارد. امروز دادن منافع کشور به بیگانگان، در کشور ما یک امر مذموم محسوب می شود. امروز سفره ای را که با هزاران طمع در این کشور پهن کرده بودند - به خصوص امریکاییها - جمع شده می بینند؛ این برای مراکز قدرت و تسلط جهانی خسارت کمی نیست.

چرایی جنگ نرم 14/3/1381
علت این که جریانهای مسلط عالم و سیاستهای استکباری - و در رأس آنها امریکا - علیه جمهوری اسلامی این همه تلاش می کنند، این است که می خواهند این کانون و سرچشمه را در این جا از بین ببرند؛ می دانند تا این چشمه می جوشد و تا کانون این فکر نو در این جا زنده است، در دنیا نمی توانند ملتها را از عدالتخواهی و حق طلبی شان مأیوس کنند.

هویت بسیج، عامل دشمنی و تهاجم دشمنان با آنان02/ 06/ 1384
امروز اگر شما جلوه های زیبای پرشور حضور جوانان را در صحنه های پرخطر فلسطین و لبنان مشاهده می کنید، این الگوگیری از بسیج است. امروز اگر بیداری جوانان دانشجو را در سرتاسر دنیای اسلام می بینید، این الگوگیری از بسیج است. بسیج یعنی حرکت عظیم ملت ایران، همراه با آگاهی؛ احساس آمیخته با عقلانیت؛ حرکت و عمل آمیخته با مبنای فکری؛ عملگرایی همراه با آرمانگرایی و دیدن افق های دوردست؛ اینها مجموعه ای است که ذهنیت و هویت بسیج را تشکیل می دهد. به همین جهت است که از اول انقلاب تا امروز، بسیج خار چشم دشمنان بوده؛ چه دشمنان داخلی و چه دشمنان خارجی. همیشه بسیج مورد تهاجم لفظی و عملی دشمنان قرار داشته است. سمپاشی و لجن پراکنی علیه بهترین جوانان این کشور که در صفوف بسیج مستقرند، مخصوص یک دوره از دوره های پس از انقلاب نیست؛ از اول بوده، تا امروز هم بوده است؛ خواهد بود؛ بعد از این هم خواهد بود. البته دشمنان موفقیتهای بسیج را می بینند. بسیج در میدان دفاع مقدس از خود حرکتی نشان داد که برای دنیا شگفت آفرین بود.


غرب روی منطقه خاورمیانه برنامه داشت 29 / 03/ 1385
غرب، بعد هم در آخر میراث خوار غرب - امریکا - روی منطقه خاور میانه برنامه ریزی دارند. حالا در این منطقه حساس که در آن نفت و منطقه راهبردی و استراتژیک جغرافیایی و سیاسی و همه چیز هست، ناگهان دولتی به نام «جمهوری اسلامی»، با اصول خودش و با ضدیت با مبانی ظالمانه و سیاست متجاوزانه امریکا، سر بلند کرده است. بعضی ها می گویند: شما چرا لج امریکا را در می آورید؟ لج امریکا را ملت درآوردند؛ شما درآوردید؛ جمهوری اسلامی را تشکیل دادید، لج امریکا درآمده.

نفی و اثبات انقلاب اسلامی، دلیل دشمنی آمریکا و شبکه صهیونیستی دنیاست
علت دشمنی عمیق و آشتی ناپذیر استکبار و در رأس آنها آمریکا و شبکه صهیونیستی دنیا با جمهوری اسلامی، این حرف هائی که گاهی گوشه و کنار گفته می شود - چه چیزهائی که آنها شعارش را می دهند، چه تصوراتی که بعضی در داخل می کنند - نیست. مسئله این است که جمهوری اسلامی یک «نفی» با خود دارد، یک «اثبات».
نفی استثمار، نفی سلطه پذیری، نفی تحقیر ملت به وسیله قدرت های سیاسی دنیا، نفی وابستگی سیاسی، نفی نفوذ و دخالت قدرت های مسلط دنیا در کشور، نفی سکولاریسم اخلاقی؛ اباحی گری؛ اینها را جمهوری اسلامی قاطع نفی می کند .
یک چیزهائی را هم اثبات می کند: اثبات هویت ملی، هویت ایرانی، اثبات ارزش های اسلامی، دفاع از مظلومان جهان، تلاش برای دست پیدا کردن بر قله های دانش؛ نه فقط دنباله روی در مسئله ی دانش، و فتح قله های دانش؛ اینها جزو چیزهائی است که جمهوری اسلامی بر آنها پافشاری می کند. این نفی و این اثبات؛ اینها دلیل دشمنی آمریکا و دشمنی شبکه صهیونیستی دنیاست.
تهاجم و شبیخون فرهنگی برای کم کردن از محتوای نظام است
امروز ملت ما در مقابل خود یک جبهه گسترده ای را ملاحظه می کند که با همه توان خود درصدد این است که انقلاب اسلامی را از خاصیت و اثر ضد استکباری بیندازد. از اول پیروزی انقلاب، همان جبهه سعی اش این بود که نگذارد جمهوری اسلامی که مولود انقلاب است، پا بگیرد؛ همه تلاش خودشان را کردند که جمهوری اسلامی را از بنیان نگذارند رشد کند، و البته نتوانستند. اقدام سیاسی کردند، محاصره اقتصادی کردند، جنگ تحمیلی را هشت سال بر این ملت تحمیل کردند، دشمنان این ملت را تجهیز کردند، وسوسه های درونی را به جان انقلاب و نظام جمهوری اسلامی انداختند، نتوانستند. به این نتیجه رسیدند که نظام جمهوری اسلامی را نمی شود ساقط کرد؛ چون مدافع آن، حامی آن، سینه های سپرکرده ی مردم مؤمن است؛ میلیون ها انسان مؤمن این نظام را نگه داشته اند. بحث مسئولین و دولت و بحث اینها نیست. یک وقت یک نظام قائم به چند نفر است و یک عده مرتزقه یک نظامند؛ آن نظام برای استکبار خطری ندارد. یک وقت یک نظام متکی به ایمان های مردم است، متکی به دل های مردم، به پشتیبانی عمیق مردم است، این نظام را نمی شود تکان داد. این را استکبار فهمیده است. همین راهپیمائی ها، همین 22 بهمن امسال شما مردم، این یک نمایش بسیار باشکوه و پرعظمت بود. پیشرفت های علمی، حضور جوان ها در صحنه های مختلف، شعارهای انقلاب که خوشبختانه زنده تر از پیش شده است - کسی از مسئولین با شرمندگی نسبت به شعارهای انقلاب مواجه نمی شود؛ افتخار می کنند به استقلال، به آزادی، به اسلام، به این قانون اساسی معتبر و پرمغز و پرمعنا - نشان می دهد که نظام را نمی شود تکان داد. آنها به این نتیجه رسیده اند که باید از محتوای نظام هرچه می توانند کم کنند. این تهاجم فرهنگی که بنده چند سال قبل گفتم، این شبیخون فرهنگی که انسان در بخش های مختلف علائم آن را مشاهده می کرد و امروز هم انسان آن را در بخش های مختلفی می بیند، به این نیت است؛ با این قصد است؛ انقلاب را از محتوای خود، از مضمون اسلامی و دینی خود، از روح انقلابی خود تهی کنند و جدا کنند. این، از همان نقاط حساسی است که هوشیاری مردم را می طلبد... اهمیت حوادث را باید ملت ما درک کند؛ و خوشبختانه امروز درک می کنند؛ ملت کاملاً هوشیارند. خود این هم یکی از برکات انقلاب و نظام جمهوری اسلامی بوده است. مردم بیدار شده اند، قدرت تحلیل پیدا کردند.

علت حمله نظام سلطه به جمهوری اسلامی
آنها برای حمله به جمهوری اسلامی استدلال دارند. به نظر من استدلالشان از دیدگاه آنها استدلال تامی است. در یک نقطه بسیار حساس جهان از لحاظ جغرافیائی، یعنی این نقطه خاورمیانه، خلیج فارس، دریای سرخ، شمال آفریقا، بخشی از مدیترانه - این حوزه عظیمی است دیگر- مجموعه امت اسلامی واقع شده. الان شما ببینید از این پنج تا، شش تا گذرگاه آبی حساس حیاتی که در دنیا وجود دارد، سه تایش توی این منطقه است: تنگه هرمز است، کانال سوئز است، باب المندب است. اینها گذرگاه های مهمی است که تجارت جهانی متوقف به اینهاست. شما نقشه جهان را بردارید جلوی رویتان نگاه کنید، خواهید دید که این چند تا مرکز چقدر برای ارتباط تجاری و ارتباط اقتصادی دنیا مهم است. بنابراین، این منطقه، منطقه حساسی است. حالا در این منطقه بسیار حساس، یک قدرتی دارد قد می کشد و روزبه روز خودش را بیشتر نشان می دهد. این قدرت با همه خواسته های استکباری و دستگاه های کمپانی ها و شبکه های عظیم اقتصادی مفسد فی الارض مخالف است؛ با نظام سلطه مخالف است، با سلطه گری مخالف است، با ظلم مخالف است؛ خوب، این خیلی برای دستگاه استکبار مهم است. دستگاه استکبار فقط ایالات متحده آمریکا نیست، یا فلان رئیس جمهور و فلان دولت آمریکا یا فلان کشور اروپائی نیست؛ دستگاه استکبار یک شبکه عظیم تری است که شامل اینهاست؛ شبکه صهیونیستی هست، شبکه تجار اساسی بین المللی هست، مراکز پولی عظیم دنیا هست؛ اینها هستند که مسائل سیاسی دنیا را دارند طراحی می کنند؛ دولت ها را اینها می آورند، اینها می برند. این مجموعه که تویش دولت ایالات متحده هست، دولت های اروپائی هستند، خیلی از این نفت خوارهای ثروتمند منطقه خودمان هستند، با یک چنین قدرت رو به رشد رو به اعتلای در حال قدکشی به شدت مخالفند؛ بنابراین هرچه بتوانند، در مقابله او کار می کنند. توی این سی سال هم بیکار نماندند، هرچه بگذرد هم باز بیکار نمی مانند؛ مگر آن وقتی که شماها همت کنید؛ شما جوانها کشور را از لحاظ علمی، از لحاظ اقتصادی، از لحاظ امنیتی به نقطه ای برسانید که امکان آسیب پذیری اش نزدیک به صفر باشد؛ آن وقت کنار می کشند و توطئه ها تمام خواهد شد. اینی که من توی این چند سال به دانشگاه ها مرتب راجع به مسائل علم و تحقیق و پژوهش و نوآوری و جنبش نرم افزاری و ارتباط صنعت و دانشگاه و اینها این همه تأکید کردم، برای خاطر این است که یک رکن امنیت بلندمدت کشور و ملتتان علم است

 
منبع: کتاب « از تهاجم فرهنگی تا جنگ نرم»