EN | 1396 / 02 / 09 10:07:15 AM
    ورود

امام سجاد (علیه السلام) : هر کس در هیچ کارى به مردم امید نبندد و همه کارهاى خود را به خداى عزوجل واگذارد، خداوند هر خواسته ‏اى که او داشته باشد اجابت کند.

 

 

جنگ نرم و زوایای پنهان فارسی وان

 

همشهری پایداری در قالب ویژه‌نامه‌ای با عنوان “آرایش رسانه‌ای “،  با حاج کمیل مستشار مدیر ارشد موبی گروپ و مشاور آن با عنوان “فارسی وان؛ از درون ” به زوایای پنهان این شبکه ماهواره‌ای پرداخته است.

متن این گفت‌وگو به شرح زیر است:

*ابتدا بفرمایید MOBY یعنی چه؟ و شرکت شما چه رسانه هایی در اختیار دارد.

گروه رسانه ای موبی در سال ۲۰۰۲ در افغانستان رسما فعالیت خود را شروع کرد. دو ایستگاه رادیویی آرمان و آراکوزیا (اصطلاحی به زبان پشتو) ، چهار شبکه تلویزیونی طلوع، لمر و فارسی۱ و طلوع نیوز، دو پروداکشن تولیدی، شرکت های بزرگ تبلیغاتی، کتابخانه و محل کتابخوانی، کافی شاپ و کافی نت های زنجیره ای در شهرهای مختلف افغانستان متعلق به این شرکت است.

عنوان MOBY ظاهرا مخفف نام دو پارتنر (شریک) است. MO از محسنی و BY از یک پارتنر استرالیایی اخذ شده است که در سال ۲۰۰۲ از گروه جدا شد اما چون این نام ثبت شده بود، آنرا حفظ کردیم.

* شما قبلا بیان کرده اید که هدف اصلی راه اندازی شبکه فارسی۱، تکریم زبان فارسی است. این هدفگذاری هیچ تناسبی با پخش سریالهای تلویزیونی آن هم از نوع کلمبیایی یا کره ای و آمریکایی ندارد؟

مجموعه ما یک مجوعه تجاری است. رسالت ما بعد از اهداف تجاری، بیشتر تفریحی و سرگرمی است. شبکه هایی که در داخل افغانستان داریم یا فارسی۱ کاملا تفریحی است. یکی از اهداف، تکریم زبان فارسی است. زبان فارسی فقط در قالب شعر خلاصه نمی شود. در برنامه ریزی های ما، پرداختن به برنامه های فرهنگی و ادبی نیز وجود دارد.

باید نکته ای را مد نظر داشت و آن هم اینکه یکسال زمان بسیار کمی است و هنوز ما نتوانسته ایم دست و پای خودمان را پیدا کنیم. ابتدا از سریال شروع کردیم. در عین اینکه بیننده را مصروف تماشای سریال می کنیم، تیمی را برای تهیه برنامه های ادبی و فرهنگی بسیج کرده ایم. قطعا در برنامه ریزی های آینده با وجود تمام محدودیتها، روزهای تولد و مناسبتهای مرتبط با مشاهیر مشترک مثل عطار نیشابوری، مولانا، ابوعلی سینا و فردوسی را گرامی بداریم.

*آیا تولیداتی که تکریم کننده فرهنگ و زبان فارسی باشد در کشورهای منطقه وجود ندارد؟ حداقل در صداوسیمای ایران تولیدات بسیاری در این زمینه وجود دارد. چرا از آنها استفاده نشده است؟

هدف اول متمرکز بر استفاده از تولیدات سه کشور بوده است. ما دست همکاری به سمت جمهوری اسلامی دراز می کنیم که در این زمینه ما را کمک کند.

*من جواب خودم را نگرفتم. پس شما قبول می کنید که هدف تکریم زبان فارسی، هدفگذاری اولیه نبوده است. به نظر می رسد حداقل اهداف تجاری و درگیری شما و آقای محسنی با فعالیتهای تجاری، بر این هدف مقدم باشد؟

قطعا. چون ما بخش خصوصی هستیم. دولت نیستیم که سرویس های رایگان به مردم بدهیم. رسالت ما، تأمین برنامه های تفریحی سالم برای خانواده ها است، ولی چون ساپورت دولتی نداریم مجبوریم جذابیتهایی را در برنامه هایمان ایجاد کنیم که بر اساس این تنوع، تبلیغاتی را جلب کنیم که بتوانیم این گردونه را بچرخانیم.

*این نکته در تعارض با هدفگذاری شبکه قرار نمی گیرد؟

اصلا اینطور نیست. تبلیغ زبان فارسی تنها از طریق شعر نیست. شبکه فارسی۱ در حال نفوذ در تمامی قاره هاست. این یک دستاورد بزرگ برای ما و شما فارسی زبانان است. ما در قاره اروپا هستیم و اخیرا وارد قاره آفریقا شده ایم و تقاضای زیادی برای زیرنویس به زبان محلی آفریقا داشته ایم. این یک دستاورد بزرگ است.

*برای تحقق این پوشش جهانی، فارسی۱ بر روی چند ماهواره قرار گرفته است؟

فارسی۱ ابتدا بر روی هاتبرد قرار داشت. متأسفانه نه تنها به تقاضاهای مکرری که ما از نهادهای مختلف جمهوری اسلامی برای ایجاد یک رابطه مشترک داشتیم، لبیک گفته نشد بلکه شبکه ما را با ارسال پارازیت از روی هاتبرد حذف کردند.

عملا ما حضوری در هاتبرد نداریم. تصمیم هر شخص یا سازمانی که بوده قطعا یک تصمیم اشتباه بوده است. ما مجبور شدیم شبکه را از هاتبرد به یوتل ست انتقال دهیم. یوتل ست با توجه به وجود دو شبکه کاملا سیاسی بی بی سی فارسی و صدای آمریکا شرایط ویژه ای دارد.

رفتن ما به یوتل ست باعث شد، ۸۵ درصد به بیننده های یوتل ست اضافه و ۹۲ درصد از بیننده های هاتبرد کم شود.

اعتقاد ما این است که این تصمیم، راه را برای ورود مخاطب به شبکه های بی بی سی فارسی و صدای آمریکا باز کرده است. در حقیقت ویترینی در یوتل ست هست که این شبکه های پرطرفدار در آن وجود دارد. ما با یوتل ست در کشورهای آفریقایی قابل دسترس شدیم چرا که بسیاری از شبکه های آفریقایی در یوتل ست قرار گرفته است.

*شما چندین سال کاردار اقتصادی سفارت افغانستان در ایران بودید. از عمق آشنایی مدیران فارسی۱ با ایران بگویید.

ایران خانه دوم ماست. سالیان سال در ایران زندگی کردیم و خانواده های ما هنوز هم در ایران زندگی می کنند. سعی کردیم مرزبندی های سیاسی را خیلی به رسمیت نشناسیم. بحث، بحث دو ملت هست. حضور متمادی مجموعه ای از افغان ها و شخص بنده در ایران باعث شد شناخت بسیار خوب و مثبتی از سنت های جمهوری اسلامی و مردم ایران داشته باشیم. همکاران ما در مجموع مسلمان هستند. بنده هم شیعه هستم.

*شما اعلام کرده اید که سه سال کار میدانی و تحقیقاتی برای تأسیس این شبکه کردید. لطفا محورهای این تحقیقات را بفرمایید.

ما با توجه به تحقیقاتی که سه سال در داخل افغانستان، تاجیکستان و ایران داشتیم به این نتیجه رسیدیم که جای چنین شبکه ای خالی است. شبکه تفریحی که بتواند خانواده ها را کنار هم جمع کند.این تحقیقات شاید خیلی حضوری و فیزیکی هم نبوده است. سه سال پیش شروع تحقیقات بود و آگوست ۲۰۰۹ رسما شبکه فارسی۱ را فعال کردیم. مطالعات روان شناسی، روان شناسی اجتماعی و تحلیل فرهنگ ها را به انجام رسانیدیم.

*سه سال برای تحقیقات راه اندازی شبکه ،غیر معمول است.

با توجه به گرفتاریهایی که داشتیم، به هر حال طول کشیده است. بیشتر سعی کردیم به واقعیت های عینی جامعه بپردازیم و دغدغه های خانواده ها را در این سه کشور، بی پرده و رک بیان کنیم. مجموعه ما اعتقاد دارد، لفافه گویی جوابگوی دغدغه های مردم و دولتها نیست. باید بی پرده تر وارد چالش ها شویم.

*این پرده و مانع که می گویید چیست؟

ما تا به حال از طریق رسانه های هر سه کشور به مشکلات اجتماعی در قالب لفافه پرداخته ایم. به تصویر کشیده نشده است. انتقاد از سریال های شبکه ما این است که گویا مرد و زن به هم خیانت می کنند. درحالی که به تصویر کشیدن این خیانت ها باعث آگاهی خانواده ها و جامعه می شود. رسالت ما این بوده است که باید این مسائل را از لفافه دربیاوریم. ما باید به خانواده ها آگاهی دهیم که اگر اعضای خانواده در اوقات فراغت کنترل نشوند ممکن است تبعات منفی داشته باشد.

*شما استنادات آماری در صحبتهای قبل خود داشتید. این اطلاعات را از کجا کسب می کنید.

این اطلاعاتی است که ماهواره ها به ما می دهند.

*اقدامات شما در حوزه شبکه فارسی۱ مبنای علمی و کارشناسی دارد یا انتخاب شخصی و سلیقه ای در آنها دخیل است؟

قطعا اگر بر اساس سلیقه عمل شود، یک رسانه نمی تواند موفق باشد مخصوصا شبکه ای مثل فارسی۱ که پنچاه تا شصت میلیون بیننده دارد. در تیم ما مشاور اجتماعی و روانشناختی حضور دارد که سوژه ها، فیلم ها و سریالها پس از مشورت با آنها انتخاب می شود.

* پس چرا در مصاحبه با رادیو فردا و در جواب این سوال که چرا تم و موضوع اصلی فیلم های شبکه فارسی۱ بحث خیانت است شما گفته اید این خیلی اتفاقی است؟!

انتخاب این سریالها واقعا اتفاقی بوده است. یعنی در قالب یک پروژه این سریالها را انتخاب نکرده ایم. انتخاب آنها بر اساس جذابیت ها و واقعیتهایی که در این سریالها بیان شده، بوده است.

*پس انتخاب این سریالها بر اساس تحقیقات و نگاه کارشناسان شما بوده است.

بله.

*شما اعلام آمادگی کرده بودید که با سازمانهای رسمی ایران گفتگو و تعامل کنید. آیا شما طرحی اجرایی هم برای پیشنهاد خود دارید؟

اعلام آمادگی ما برای مذاکره و تفاهم مربوط به همان زمان بود یعنی فعلا ما پیشنهادی نداریم چرا که ما پیشنهاداتمان را ارائه کرده ایم. سوال من این است که به جای میلیون ها دلار هزینه که صرف حذف ما از هاتبرد شد بهتر نبود تولید مشترکی بین ما شکل می گرفت؟

انعطاف پذیری هم وجود داشت و دارد. وجود این روحیه بر اساس فشارها نیست بلکه این سیاست اصلی مجموعه ماست. ما سریال سفری دیگر را جایگزین ویکتوریا که به مراتب بهتر از ویکتوریا بود، کردیم. نقاب آنالیا را هم جایگزین سفری دیگر کردیم. یعنی با گذشت زمان سریالها بهتر شده است. موضوع دیگر اینکه بحث تهاجم فرهنگی و تخریب مطرح نیست بلکه رقابت اقتصادی مسئله اصلی است. بسیاری از سازمانها به خاطر منافع اقتصادی خود بقدری شرایط را متشنج کرده اند که بیشتر از اینکه به زیان ما باشد، به ضرر خودشان تمام شده است. اگر نگرانی، واقعا مربوط به تخریب فرهنگ و تهاجم فرهنگی است چرا از شبکه هایی که همزمان با ما برنامه پخش می کنند جلوگیری نمی شود؟

*مثال بزنید. چه شبکه هایی را می گویید؟

حالا شاید اسم نیاورم. ما در حدی که امکان داشته الفاظ و صحنه ها را سانسور کرده ایم. اگر شما از ویکتوریا به بعد دقت کنید تغییرات زیادی را شاهد خواهید بود. ما خانه مد را به خاطر اینکه بزرگسالانه بود حذف کردیم. سفری دیگر نیز بزرگسالانه بود و آن را از ساعت هفت به ده شب انتقال دادیم.

*شما گفته بودید رسانه های ایران مسبب نگرانی از حضور و فعالیت فارسی۱ هستند. می شود توضیح بیشتری بفرمایید.

من مطمئن هستم رسانه های ایران نگران نیستند بلکه برای جلب مخاطب و انتخاب سوژه داغ، دست به این کارها می زنند. قطعا در دراز مدت به نفع دولت و کشور نیست. در طول یکسال تخریب از سوی رسانه های ایران، ما تنها سکوت کردیم. رسالت رسانه ها، روشن کردن اذهان مردم است درحالیکه رسانه های ایران، اذهان عمومی را مغشوش کرده اند که باعث نگرانی مردم و مسوولین شده است.

*شما به ۳۵ میلیون مخاطب فارسی۱ در ایران اشاره کرده اید. این تعداد مخاطب هم اکنون افزایش یافته یا کمتر شده است؟

مخاطب ما پس از انتقال به یوتل ست ممکن است در روزهای اول کم شده باشد اما الان نسبتا بیشتر شده است چرا که حضور سه شبکه پر مخاطب، افراد را جلب کرده است.

*همکاری شرکت استار و موبی برای مالکیت و فعالیت فارسی۱ چگونه است؟

شراکت ما بر اساس پنجاه درصد تقبل هزینه ها و سرمایه گذاری از سوی استار و پنجاه درصد از سوی شرکت موبی است. ولی خوشبختانه با توجه به توافقات، کلیه کارهای اجرایی را موبی انجام می دهد.

*مالکیت همیشه بحث اصلی در جریانشناسی و واکاوی رسانه هاست. شما پیش از این مصاحبه، هرگونه رابطه ای را با رابرت مرداک رد کرده و اعلام کرده بودید “شرکت استار جزیی از نیوزکورپریشن است و نیوزکورپریشن وابسته به فاکس است. فاکس بر اساس سهامی عام اداره می شود و درصدی از سهام فاکس متعلق به مرداک است، پس ارتباطی بین مرداک و ما نیست. ” اما بر اساس آنچه در صفحه اول سایت نیوزکورپریشن مشاهده می شود این شرکت مستقیما توسط مرداک تأسیس شده است و استار هم یکی از اقمار آنست. پس شما با یک واسطه (استار) در تملک مرداک هستید!

گروه رسانه ای موبی و نیوزکرپریشن دو هویت مستقل حقوقی دارند. ما کاری به اشخاص نداریم. دو گروه و رسانه به صورت مشترک برنامه ای را آغاز کرده اند و اینکه در بک گراند نیوزکورپریشن چه کسی قرار دارد، خیلی مهم نیست. ما هم شفاف سازی کرده ایم و در سایت فارسی۱ عنوان کرده ایم پنجاه درصد فارسی۱ مربوط به نیوزکوربریشن است.

*شما در تمام مصاحبه های قبلی هر نوع ارتباطی را با مرداک رد کرده اید و الان می گویید کاری به اشخاص ندارید؟

دو گروه به صورت مستقل با هم مشارکت کرده اند. نیوزکورپریشن هم مجموعه سهامی عام است. دوم اینکه من وکیل مدافع آقای مرداک نیستم. آقای مرداک یک یهودی نیست. شاید مقیم آمریکا باشد و تابعیت آنجا را گرفته باشد اما رسانه های داخلی ایران او را یهودی می دانند.

*به نظر من بحث یهودی بودن مرداک حاشیه ای است. آنچه مهم است تفکر اوست. ما نمی خواهیم به هر قیمتی مخاطب، جلب رسانه ها و سیاست های پنهان آنها شود. آنچه در مجلات جنسی و هیاهوهای خبری امپریالیسم رسانه ای دنبال می شود. من نشانه دیگری از سایت نیوزکورپریشن برای شما می آورم. در فایل پی دی افی که در این سایت وجود دارد شبکه فارسی۱ و گروه رسانه ای موبی مستقیما از اقمار این شرکت محسوب می شود.

بر فرض که ادعای رسانه های ایران درست باشد. چرا ما قربانی عقده های سیاسی شویم. مرداک هر که باشد مهم نیست. چه سیاسی مشکل داشته باشد و چه اخلاقی. ما چرا قربانی این آقا شویم؟ زمانی این انتقاد قابل قبول است که ما به آن سمت و سو حرکت کنیم. ما اعلام می کنیم بیایید برنامه های مشترک بسازیم و جایگزین کنیم.

*برای من این مسئله جالب است که در همان سایت نیوزکرپریشن، مصاحبه ای با مرداک است که او از دغدغه های خود در دوران معاصر سخن می گوید و یکی از آنها وجود نظام ایران است.

من به عنوان سوال بعد خواهش می کنم بفرمایید جاهد محسنی در شرکت موبی چه سمتی بر عهده دارد؟

من فکر کنم سمت مشخصی ندارد. او جزو خانواه محسنی است و در قالب یک گروه خانوادگی صاحب اصلی گروه موبی است.

*شما عنوان AAM یا AMERICA ABROAD MEDIA را شنیده اید؟

شنیده ام ولی خیلی آشنایی ندارم.

*من عکس هایی از سعد و جاهد محسنی در واشنگتن و در باشگاه ملی خبرنگاران آمریکا (NATIONAL PRESS CLUB)به شما نشان می دهم. این نشست از سوی AAM و مدیر آن که بر روی دیپلماسی عمومی کار کرده و ارتباطاتی با موسسه بروکینگز دارد برگزار شده است.

شما خودتان را زحمت دادید. بخش مونیتورینگ شرکت ما گزارش داد که شبکه خبر هم ویژه برنامه ای داشته و هرچه که دلش خواسته گفته است. تهیه کننده چشمش را بسته و دهنش را باز کرده است. من از صدا و سیما گلایه مند هستم. باید جلوی این برنامه ها گرفته شود برای اینکه رابطه دوستی دو کشور بر هم می خورد. ما شکایت خودمان را رسما به صدا و سیمای ایران در کابل داده ایم و در حال پیگیری هستیم. آقای سعد و جاهد محسنی چهره های بین المللی هستند و قطعا رفته اند و ممکن است سفرهای متعددی به آمریکا و اروپا رفته باشند. این دلیلی بر وابستگی نیست. همانطور که من به ایران آمده ام و دست همکاری را دراز می کنم اما نه برای وابستگی.

*گرچه این عکس ها به تنهایی گویای همه چیز نیست اما من بیشتر بر روی صحبت آقای جاهد محسنی در این نشست توجه دارم که در سایت رسمی AAM قابل دسترسی است. جاهد محسنی در صحبت خود می گوید رادیو آرمان را بر اساس جنسیت (GENDER) که مفهومی کلیدی برای ما دارد تأسیس کردیم. ما مجریان زن و مردی داشتیم که به صورت غیررسمی و دوستانه با هم صحبت می کردند. شاید در نگاه اول این مسئله خیلی معمولی به نظر برسد اما اصلا اینگونه نیست. انقلابی که موجی از واکنش های قابل پیش بینی را در جامعه برمی انگیزاند. همچنین سازمانهای امنیتی به خاطر اقدام ضد فرهنگی حساس می شوند. دو درصد فرهیخته و بیست درصد باسواد جامعه افغان مدنظرمان نبود. ما بر روی حدود هشتاد درصد از افغان هایی سرمایه گذاری کردیم که هر روز به عنوان جامعه افغان دیده می شوند. ما صدای زنان افغان بودیم. او در ادامه می گوید این مسئله خیلی خیلی خیلی آرام اما موثر برای دگرگونی جامعه (SOCIAL CHANGE) است.

رسالت هر مسلمان است که موضوع جنسیت رعایت شود. جنسیت که بد نیست؛ برابری زن و مرد است. زنان در افغانستان قربانی و حقوقشان ضایع شده است. هشتاد درصد جامعه محروم واقع شده اند و آگاهی بخشی به این بخش از جامعه، رسالت ماست. رعایت جنسیت نباید ما را محکوم به تخریب کند. اتفاقا من آنرا تأیید می کنم. اعتقاد من، اعتقاد جاهد و سعد است. ما به عنوان یک رسانه باید چشمان هشتاد درصد جامعه افغان را باز و گوششان را شنوا کنیم.

*در آن نشست آقای سعد محسنی در چند دقیقه صحبت خودش موی بلند برای مردان،آرایش برای زنان، آزادانه بودن ارتباط و رقص زن و مرد را خواستار شد. این جدا از بحث آگاهی و آگاهی بخشی است.

نمایندگی صداوسیما در کابل مستقر هست و برنامه های رسانه های داخلی را مونیتورینگ می کند. ما فعلا پنجاه و سه شبکه تلویزیونی در داخل افغانستان داریم. بیشترین سانسور را تلویزیون لمر و طلوع دارد.

*اتفاقا در وبلاگ های افغانی خیلی از برنامه های شبکه طلوع اعتراض و انتقاد دیدم. از جمله سریال توتسی که مثل ویکتوریا، ارزشهای جامعه را مخدوش می کرد.

هر انقلابی پیامدهای خاص خودش دارد .چه فرهنگی و چه رسانه ای باشد. قطعا عده ای به عنوان معترض مخالفت می کنند. ما قبول می کنیم. به بسیاری از اشتباهات گذشته مان پی برده ایم و خوشحالیم که انتقادات به ما رسیده است تا بتوانیم آنها را اصلاح کنیم.

*شما با جنس اعتراضات مردم و رسانه های ایران به خاطر مشاهده اعتراضات مردم افغانستان و متدینان این کشور آشنا بوده اید. در همین اعتراضات حتی مردم در مساجد تحصن کردند و خواستار بسته شدن شبکه طلوع شدند. پلیس هم به دفتر شبکه طلوع یورش برد و …

این مسئله بحث های سیاسی داشته است. ده سال پیش در افغانستان شبکه ای نبود. اما الان پنچاه و سه شبکه داریم و این مسئله مشکلات خاص خودش را ایجاد می کند. نباید بر روی یک اشتباه دست گذاشته شود. افغانستان کشوری به مراتب بنیادگراتر و تندرو تر از ایران است و هر روز در شورای علما گفت و گو و میزگرد برقرار است.

با تمام تفاسیری که شما گفتید، هیچ رسانه ای در داخل افغانستان در مورد ارتحال امام خمینی برنامه ای نداشته درحالیکه ما هرسال میزگرد داریم. ایشان الگویی برای همه جوامع اسلامی به خصوص افغانها بوده است. ما حتی در فارسی۱ در لیالی قدر برنامه کمدی و موسیقی نداشتیم و ایام مذهبی را گرامی داشتیم.

*پس چرا این رویکرد از ابتدا نبود؟ چندماه پس از فعالیت، نشانه های مذهبی را به کار بردید.

از اول انجام شد. در اولین رمضان ۲۰۰۹ اذان شیعی را پخش کردیم و این را به عنوان یک شیعه افتخار می دانم که در داخل پایگاه اصلی وهابیت این اذان را از فارسی۱ پخش کردیم. این منتی بر سر مردم نیست بلکه اعتقاد ماست.

*مباحثی که درخصوص فارسی۲ و تکثیر فارسی۱ مطرح شده است را تأیید می کنید یا نه؟

فعلا برنامه خاصی نداریم اما ممکن است اگر زمانی نیاز بازار باشد به این سمت حرکت کنیم.

*اگر نیاز بازار حوزه خبر باشد آیا مثل طلوع نیوز شاهد فعالیت خبری شما هم خواهیم بود؟

هیچ وقت قصد نداریم یک شبکه سیاسی باشیم چرا که منافع ما در سیاست نیست و سعی می کنیم بیشتر در حوزه فرهنگی و سرگرمی کار کنیم.