EN | 1398 / 09 / 22 9:50:04 AM
    ورود

با سلام به سایت دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی کاشان خوش آمدید**********اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلا  **********

 

رسانه ملی، زن موفق و اشتغال بیرون از منزل

 

 

رسانه‌ها نقش موثر و قابل توجهی در شکل دادن به باورهای بنیادین مخاطبین خود دارند تا آنجا که دانشمندان علم ارتباطات از رسانه‌ها به عنوان وسیله‌ای برای جامعه پذیر کردن مردم یاد می‌کنند. در حقیقت رسانه‌ها نه تنها به ارزش‌ها و باورهای فرهنگی رایج در یک جامعه جهت می‌دهند بلکه با رواج متون فرهنگی ارزش‌های یک جامعه را شکل می‌دهند تا آنجا که مخاطب در تفسیر این متون رسانه علی الخصوص رسانه‌های سمعی و بصری، حق انتخاب زیادی ندارد و به ناچار می‌پندارد که این متون واقعی هستند و در برابر این ارزش‌های القا شده حالتی منفعلانه به خود می‌گیرند.

 از جمله باور‌ها و ارزش‌هایی که در رسانه‌ها مورد چالش واقع شده است و نظرات پیچیده و متعددی پیرامون آن مطرح شده است موضوع زنان و رسانه است؛ در اکثر نقطه نظرات مطرح شده به رابطه زن با رسانه از آن جهت پرداخته شده که آیا زن و هویت جنسی وی در رسانه به عنوان ابزار قرار گرفته است یا خیر؟ و منفعت دولت‌های سرمایه داری از این موضوع چیست؟ و آیا این روند به نفع زنان است یا خیر؟ اما این مقاله سعی در بررسی رویکردی متفاوت نسبت به مسئله زنان و رسانه دارد و سعی می‌کند در آن به نقش رسانه‌ها در پرداخت و شکل دهی باورهای رایج به جایگاه زن در اجتماع بپردازد. بدان معنا که تصویری که رسانه‌ها از زن می‌سازند و به مخاطب خویش القا می‌کنند آیا با جهت گیری مصلحت اندیشانه‌ای ساخته و پرداخته شده یا دارای سوء گیری است؟ یا حتی تصویری که از زن در مطبوعات و رسانه‌های سمعی و بصری و تئا‌تر ارائه شده بسیار متفاوت با ارزشهای اسلامی است؟

 از جمله مفاهیمی که در ارتباط با تعریف ماهیت زن در رسانه‌ها مورد مداقه قرار می‌گیرد موضوع اشتغال زنان است؛ بی‌شک اشتغال زنان در جامعه امروز امری غیر قابل اجتناب است چرا که زنان در برخی خانواده‌ها به علت مشکلات مالی و حتی شرایط اجتماعی مجبور به فعالیت اقتصادی هستند؛ اما نکته مهم و قابل تامل آن است که رسانه‌ها در ارتباط با اشتغال زنان و خانه داری چه مفهومی را ارزش و چه باوری را ضد ارزش نشان می‌دهند.

 در گفتمان بسیاری از تولیدات رسانه‌ای پیش داوری‌های غیر منطقی و کلیشه‌ای درباره نقش زنان به عنوان مادر و همسر ارائه می‌شود؛ به نحوی که زنانی که تنها به مسئولیت فرزندداری و امور خانه داری مشغول هستند، افرادی ساده لوح، مهربان و عامی قلمداد می‌شوند تا آنجا که رسانه‌ها خواسته یا ناخواسته به سیاه نمایی درباره جایگاه زن خانه دار در جامعه دامن می‌زنند. از سوی دیگر رسانه‌ها به ایجاد تصویری رویایی و انتزاعی از زنان شاغل می‌پردازند و آنان را افرادی هوشمند منطقی و کار آمد نشان می‌دهند.

 واقعیت آن است که باز نمایی اشتغال زنان در رسانه‌ها نه تنها باید حاکی از واقعیت باشد بلکه باید با دیدی آسیب‌شناسانه به رفع مشکلات و معضلات هر کدام از این دو طیف بپردازد و تصویری حقیقی به مخاطبین ارائه دهد. نه آنکه با سیاه نمایی طیف زنان خانه دار و تبلیغات گسترده کردن بر طیف زنان شاغل تصویری نامربوط و غیر واقعی ارائه دهد.

 پرداخت افراطی به جایگاه زنان شاغل در رسانه‌ها سبب می‌شود دخترانی که در معرض زنان تلویزیونی قرار می‌گیرند، در آینده آرزو داشته باشند که در زمان بلوغ شاغل شوند و برای کسب قدرت با مردان به رقابت بپردازند. در واقع این دختران بالغ در برابر خانه دار شدن مقاومت می‌ورزند بی‌شک رواج چنین نگرشی در دختران کشور می‌تواند در آینده مشکل ساز باشد.

 در حقیقت برخی از تولیدات رسانه‌ها به این سو جهت گیری دارد که زنان باید موقعیت‌های برابر با مردان در جامعه به دست آورند و به حوزه‌هایی که در آن مردان مسلط هستند، راه یابند و کسب قدرت کنند. به بیان دیگر رسانه‌ها بستری ذهنی برای مخاطبین ایجاد می‌کنند که در آن زنان تحریک می‌شوند که نقش‌های غیر سنتی در اشتغال در جامعه داشته باشند و در کسب ویژگی‌های مردانه برای رسیدن به جایگاه یک زن موفق تلاش کنند.

 واقعیت آن است که اشتغال و خانه داری زنان امری غیر قابل اجتناب است و رسانه‌ها باید بدون سیاه نمایی یا تبلیغات فمنیستی به نشان دادن تصویری از واقعیت‌های هر کدام از این دو طیف اقدام کنند. به عنوان نمونه از جمله آفاتی که زنان خانه دار به آن مبتلا هستند موضوع وقت اضافه و زمان بیکاری است که در محیط خانه با آن مواجه هستند؛ اما رسانه‌های ما علی الخصوص سینما و تلویزیون نه تنها برای این موضوع راهکاری ارائه ندادند، بلکه با سخره گرفتن این وضعیت تصویری ساده لوحانه از زنان خانه دار ارائه دادند.

 تصویر زنان خانه داری که به علت زیادی وقت به تخمه شکستن، غیبت کردن و فضولی کردن در زندگی همسایه‌ها می‌پردازند برای همه ما آشنا است؛ در صورتی که با نگاهی منصفانه می‌توان گفت زندگی زنان خانه دار پتانسیل بالایی برای کسب علم و انواع مهارت‌ها دارند و به جای آنکه باز نمایی مخدوشی از وضعیت زنان خانه دار ارائه شود بهتر است که فرصت‌های این موقعیت معرفی شود و به این قشر بزرگ جامعه کمک شود تا از آفات این موضوع بر کنار باشند.

از سوی دیگر رسانه‌ها تصویری رویایی از زنان شاغل ارائه می‌دهند؛ افرادی که در جامعه به جایگاه مطلوب و قابل قبولی رسیده‌اند و زندگی خانواگی خود را نیز با تسلط و تدبیر کامل پیش می‌برند از عناوین جذابی با نام خانم مهندس، خانم دکتر، خانم وکیل بهره‌مند هستند. وجود زنان شاغل در حوزه‌های پزشکی مهندسی و وکالت و... امری غیر قابل انکار است اما سئوال تامل بر انگیز آن است که چرا رسانه‌ها تصویری روشن و واضح به مخاطب خود ارائه نمی‌دهند؟ آیا دنیای کار برای زنان محدود به همین عناوین جذاب است؟ یا هزاران حاشیه و معضلات در کنار آن وجود دارد که برای مخاطب به درستی به تصویر کشیده نمی‌شود؟

 ذهنیت بسیاری از نوجوانان و جوانان ما که تصویری از آینده خویش را در ذهن خود می‌پرورانند موثر از سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی ساخته شده می‌باشد؛ اما این تصاویر برگرفته از کلیشه‌های نادرستی است که باید در رسانه‌های ما شکسته شود.

 همان گونه که در رسانه‌های ما به زنان آتش نشان و زنانی که به عنوان راننده اتوبوس به کار می‌پردازند بزرگ نمایی و تقدیر می‌شود همچنین باید بازنمایی درستی از زنان خانه دار صورت بگیرد که زمان خود را نه تنها صرف تدبیر امور جاریه منزل می‌کنند، بلکه آرامش را نیز به فرزندان خود هدیه می‌دهند. بی‌شک شاغل بودن زنان و خانه دار بودن آنان طیف وسیعی از مسائل و معضلات را به دنبال دارد. رسانه‌ها با بازنمایی درست و آسیب‌شناسی منصفانه و کار آمد باید بتوانند کلیشه‌ها را در ذهن مخاطبین خود بشکنند و از ارائه تصاویر رویایی و انتزاعی اجتناب کنند.

 شکل دهی و تصویرسازی درباره آینده زنان که چگونه و به چه مقدار برای نقش‌های همسر و مادری خود اولویت قائل شوند تا برای مسائل کاری و شغلی خویش احتیاج به تشکیل کارگروه‌های تخصصی دارد تا نسبت به حواشی این امر مطالعات لازم و کافی را داشته باشند.

 به عنوان نمونه شاید در سریال‌ها و سینمای ما زنان شاغل بازویی پر توان در جهت رفع مشکلات اقتصادی خانواده به تصویر کشیده شوند اما زاویه دیگر آنکه ارتباطات زناشویی و الگوی ارتباطی زنان متاهل در بستر خانواده مورد غفلت قرار می‌گیرد. عکس این قضیه نیز صادق است که آمار مطالعه و به روز بودن در زنان شاغل در سطح بالاتری ارزیابی شده است.

 به هرجهت ارزش گذاری کردن درباره مفهوم اشتغال زنان و خانه داری در رسانه امری نادرست است اما آنچه باید مورد توجه و تامل قرار بگیرد، آن است که رسانه‌ها به دور از هر نوع نگاه فمنیستی و غربی تصاویری روشن و کارآمد درباره ارزش‌های این دو طیف و معضلات و فرصت‌های آن ارائه دهند.