1396 / 09 / 01 2:23:22 AM
    ورود

امام سجاد (علیه السلام) : هر کس در هیچ کارى به مردم امید نبندد و همه کارهاى خود را به خداى عزوجل واگذارد، خداوند هر خواسته ‏اى که او داشته باشد اجابت کند.

 

طرح تحول نظام سلامت

 
 

پایگاه اطلاع رسانی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کاشان

تفسیر سوره یاسین

تفسیر حجت الاسلام شاه فضل

نشریه خط حزب الله

سامانه فیش حقوقی کارکنان

خبرگزاری بین المللی قرآن

خبرگزاری شبستان


لینک مطالب کاربردی

دسترسی به روزنامه های کشور

معرفی کتاب

 

سایت مقام معظم رهبری
سایت ریاست جمهوری
وزارت بهداشت درمان و اموزش پزشکی
پرتال اصفهان

 

 

بسمه تعالی

حوادث تلخ در زندگی ما چه جایگاهی دارد ؟

سوره اعراف آیات  94 و 95  

در سوره مبارکه اعراف داستان چند تن از پیامبران مطرح می شود و بیان می شود هر  پیامبرکه به سمت قومش می آمد تا آنها را هدایت کند ، مردم نمی پذیرفتند و بعدا گرفتار عذاب الهی می شدند. در پایان این ماجرا ها خداوند یک جمع بندی می کند و می فرماید " و ما ارسلنا فی قریة من نبی الا اخذ نا اهلها بالباساء و الضراء لعلهم یضرعون " یعنی هر وقت ما پیامبری را سوی مردم می فرستادیم قوم آن پیامبر را به وسیله سختیها و ضرر ها و مشکلات گرفتارشان می کردیم تا ایمان بیاورند،  پیامبر آنها را ارشاد می کرد ولی آنها قبول نمی کردند پیامبر می گفت اگر شما ایمان نیاورید خداوند شمارا عذاب خواهد کرد منتها قبل از آن برای اینها مشکلاتی را می آورد تا اینها باور کنند که ایشان پیامبر خداست و اگر نا فرمانی کنند خداوند ایشان را عذاب خواهد کرد . خداوند می فرمایدما اینها را فرستادیم شاید تضرع کنند وبیایند " لعهم یضرعون " .

نتیجه این می شد که "ثم بدلنا مکان السیئة الحسنته حتی عفوا اوقالو قد مس ابا ء نا الضراء و السراء " یعنی اینها ابتدا گریه وزاری می کردند میگفتند که ما اشتباه کردیم و تو پیامبر خدایی اگر دعا کنی و عذاب از ما برداشته شود ما ایمان می آوریم . خداوند هم می گوید ما می آمدیم و عذاب را بر میداشتیم و به جای این سختی ها٬ حسنه و نیکی برای آنها می فرستادیم اگرباران را قطع کرده بودیم باران برایشان می فرستادیم اگر بیماری داشتند بیماری را بر می داشتیم و اگر مشکلاتی داشتند وضعشان خوب می شد و وقتی این تضرع انجام می شد و ما حال آنها را خوب می کردیم .

پس از اینکه خداوند اوضاع این ها را خوب می کرد می گفتند " قد مس ابا ء نا الضراء و السراء" این چیز تازه ای نبوده٬ برای پدران ما هم این اتفاقات می افتاده. مگر امت های قبلی زلزله نداشتند؟ مگر امت های قبلی سیل نداشتند؟ مگر امت های قبلی بیماری نداشتند؟ این ها امری طبیعی بوده و ربطی به پیامبر نداشته و دوباره می رفتند سر خانه اول و همان گناه ها و فسادها و مسائل را انجام میدادند. به اینجا که می رسید" فاخذناهم بغتة" دیگر عذاب به صورت ناگهانی به سراغ آنها می آمد" و هم لا یشعرون" آنها دیگر احساس نمی کردند که عذاب قرار است بیاید و عذاب به صورت ناگهانی می آمد و آنها را می گرفت.

مطلبی که این دو آیه دارد یک سنت الهی است. این نیست که اقوام گذشته اینجوری بوده اند و برای ما دیگر اینطوری نیست. این اتفاقات در زندگی اجتماعی آنها می افتاده و ممکن است برای ما در زندگی فردی این اتفاقات رخ بدهد و یا حتی در زندگی اجتماعی. برخی مواقع مشکلاتی پیش می آید و مردم به در خانه خدا می روند التماس و گریه و زاری می کنند که خدایا این مشکل ما را برطرف کن یا در زندگی شخصی شان اتفاقی می افتد. اگر بعد از اینکه آن مشکل برطرف شد این انسان هنوز حواسش به خدا هست و حداقل به صورت زبانی هم که شده شکر می کند٬ خدا هم زندگی اش را روی روال نگه می دارد. اما اگر گفت که اینها طبیعی است٬ آنها مریض شدند ما هم  مریض شدیم٬ همه تصادف می کنندو .... اگر اینجوری نگاه کرد خدا هم هدایت هایش را از آن آدم بر می دارد. ممکن است او را از بین نبرد ولی کاری می کند که او دیگر در خانه خدا نیاید و همین راه ندادن خودش یک مجازات سنگین است. فلذا ما باید از این اتفاقات تلخی که در زندگی مان می افتد و ما را به در خانه خداوند می کشد به عنوان یک فرصت استفاده کنیم و همیشه یادمان باشد که تو همانی بودی که پنج سال پیش اینجور التماس می کردی و درمانده شده بودی و خدا مشکل را حل کرد. انشاء الله خدا به همه ما توفیق بدهد که در مسیر الهی ماندگار باشیم.